[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 بهمنماه سال 1386 10:02
نمی دونم از کجا شروع کنم یا اصلا چه جوری شروع کنم من از عشق جز سه حرف ع.ش.ق انگار چیز دیگه ای نفهمیدم. دوسش دارم اما تاحالا چه کاری براش کردم !!! انقدر ذهنم درگیره که نمی دونم به چی دارم فکر می کنم. توی تنهاییهای خودش رهاش کردم. هر روز به خودم میگم نمی بینی چقدر تنهاست چقدر افسرده است اما دریغ... انگار تو وجودم نیست...